خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





افسانه استر

    درایام خشایارشاه كه ازهند تا حبشه برصد و بیست وهفت ولایت سلطنت میكرد. درهنگام تاجگذاری، خشایارمست میكند و ازهمسرش میخواهد تا در برابرش عریان شود! و همچنان عریان در برابر میهمانانش حاضر شود تا همه زیبایی عریان شهبانو را ستایش كنند! شهبانو از حضور در مراسم خودداری میكند. این امر بر شاه گران میآید و رئیس یهودیان مردخای، كه بعنوان مستخدم و نوكردردربارمشغول به فعالیت بود به شاه پیشنهاد میكند تا وی زنی دیگر را به شهبانویی برگزیند تا گوش به فرمان شاه باشد . شخص یهودی دردارالسطنه شوش بود كه به مردخای معروف بود و ازاورشلیم با اسیرانی كه همراه یكنیا پادشاه یودا جلای وطن شده بودند به ایران آمده بود. او هدسه یعنی دخترعمویش را تربیت مینمود زیرا كه وی را پدرو مادر نبود و آن دختر خوب صورت و نیكو منظر بود و بعد از وفات پدر و مادرش مردخای وی را بجای دختر خود بگرفت. پس چون امرفرمان پادشاه برای گزینش بانویی جدید شایع گردید و دختران بسیار در دارالسلطنه شوش جمع شدند استر را نیز بخانه پادشاه زیردست هیجای كه یهودی الاصل ومستحفظ زنان بود آوردند . باهمدستی مردخای و هیجای كه هردو اسراییلی بوده و دردربار نفوذ كرده بودند استر به شاه نزدیك میشود و به همسری او در میآید. اما استر موظف است كه هرگز خویشاوندی خود را با مردخای و یهودی بودنش را افشا نكند. استر كه از كودكی توسط مردخای برای نفوذ به دربار شاه پرورش یافته بود خیلی زود مورد توجه خشایار قرارگرفته و نخستین بانوی یكصد و بیست و هفت كشور شاهنشاهی ایران میشود.هامان نخست وزیر خشایار كه ازنفوذ یهودیان درتمامی ارگانهای دولتی نگران بود و طرح یك كودتا را كشف میكند ، به خشایارپیشنهاد میكند تا همه یهودیان را از پستهای حساس بردارد. شاه با پیشنهاد هامان موافقت نموده و حكمی صادر میكند تا دریكصد و بیست وهفت كشورشاهنشاهی ایران، یهودیان از پستهای حساس بركنار شوند. اما مردخای كه مستخدم دربار و یكی از رهبران بزرگ یهودی بود به كمك استر نقشه‌ ای میكشند و هامان را بهمراه تمامی اندیشمندان ایرانی به قتل میرسانند.  مردخای به همراه گروه منظم و متشكل یهودیان دو نفر را برای ترور شاه سر راه وی می گمارد و استر را ازاین امرآگاه میسازد. استر به شاه میگوید كه اگر فلان روز از فلان مسیرعبوركنی موردسوء قصد قرار خواهی گرفت . شاه بدل خود را به آن مسیر میفرستد و متوجه می شود كه برای كشتن وی كمین كرده اند. وی از استر شاد میشود و استر به شاه میگوید كه مردخای وی را از این خیانت و پاپوش آگاه نموده است. استر و مردخای طرح ترور را به هامان نسبت میدهند و ورق برمیگردد. شاه به تبعیت ازمردخای واستر، دستورمیدهد تا هامان را به همراه فرزندان وتمامی استاندارانش قتل عام كنند در پی این قتل عام تمامی كتابخانه‌ها و دیوانهای ایرانی نیز نابود میشود وتمامی دانسته ها واندیشه ‌های ایرانی از بین رفته و تفكر سامی حاكم میشود و یكبار دیگرتمامی كتابهای اوستا نابود میشود. درآنروزخشایارخانه هامان، دشمن یهود را به استر ارزانی داشت و مردخای در حضور پادشاه داخل شد زیرا كه استر اورا از خویشاوندی كه با وی داشت آگاه نموده بود. و پادشاه انگشترنخست وزیری را كه از هامان گرفته بود بیرون كرده و به مردخای نوكردربارداد و استر مردخای را برخانه‌ هامان گماشت هامان بازداشت شد. خشایار به استر و مردخای یهودی گفت اینك خانه هامان را به استر بخشیدم و هامان را به سبب دست درازی بر یهودیان به داركشیده اند، و شما آنچه را كه در نظرتان خوش آید به نام پادشاه به یهودیان بنویسید و به مهر پادشاه مختوم سازید. كاتبان پادشاه را احضار كردند و موافق هرآنچه مردخای (رهبر یهودیان) امر فرمود به یهودیان، ایران، والیان و روسای ولایتها یعنی یكصد وبیست و هفت ولایت كه از هند تا حبشه بود نوشتند . به یهودیانی كه در همه شهرها بودند اجازت داد كه جمع شده به جهت جانهای خود مقاومت كنند و تمامی قومهای ایرانی را در تمامی ولایات (یكصد و بیست و هفت كشور) با اطفال و زنان ایشان هلاك سازند و بكشند و تلف نمایند و اموال ایشان را تاراج كنند. همه این قتل عامها در یك روز یعنی روز سیزدهم از ماه دوازدهم در همه ولایتهای اخشورش پادشاه انجام پذیرفت و مردخای از حضور پادشاه با لباس مولوكانه لاجوردی و سفید و تاج بزرگ زرین و ردای كتان نازك ارغوانی بیرون رفت.. و برای یهودیان روشنی و شادی و سرور و حرمت پدید آمد و بسیاری از قومهای زمین بدین یهود گروید زیرا كه ترس یهودیان برایشان مستولی گردیده بود. آری چنانچه در كتاب عهد عتیق و تورات با صراحت كامل آمده است، پس از قتل عام اندیشمندان ایرانی آیین و تاریخ نویسی سامی جای اندیشه‌های هزاران ساله اوستا را گرفت و قتل عام ایرانیان حتی فرزندان و زنانشان همچنان ادامه داشت. یهودیان دردارالسلطنه شوش پانصد نفر را به قتل رسانیده و هلاك كردند و پنج پسر هامان را كشتند در آنروز عدد آنانی كه در دارالسلطنه شوش كشته بودند به حضور پادشاه عرضه داشتند و پادشاه به استر گفت كه یهودیان در دارالسلطنه  شوش (یعنی فقط در دربار شاه! از سربازان و وزرا و خدمتگذاران) پانصد نفر و ده پسر هامان را كشته و هلاك كرده اند. پس درسایر ولایتهای پادشاه چه كرده‌اند؟  و یهودیانی كه در شوش بودند در روز چهاردهم ماه آذار نیز جمع شده سیصد نفر را در شوش كشتند و در سایر ولایتها یهودیان هفتاد و دو هزار نفر ر ا كشته بودند. و یهودیانی كه درشوش بودند در سیزدهم  و چهاردهم آن ماه جمع شدند  و در روز پانزدهم ماه از قتل عام و كشتار ایرانیان آرامی یافتند و آنرا روز بزم و شادمانی نگاه داشتند بنابراین یهودیان روز چهاردهم ماه آذار را روز شادمانی و بزم و روز خوش نگاه میدارند وهدایا برای یكدیگر میفرستند. چنانچه در تورات تصریح شده است پس از قتل عام هزاران اندیشمند و استانداران و شهرداران ایرانی و ویرانی یكصد و بیست و هفت كشور تحت تسلط پادشاه ایران، یهودیان دین و آیین خود را بر همه جا حاكم و افكار و اندیشه ‌های ایرانی اوستایی را باردیگر نابود كردند، كه این گونه برخورد كردن با فرهنگهای باستانی تر از خود در طول تاریخ ادامه داشته است، كه دو نمونه دیگرش در زمان داریوش است بدست دانیل.


    این مطلب تا کنون 13 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : استر ,یهودیان ,پادشاه ,مردخای ,هامان ,بودند ,حضور پادشاه ,‌های ایرانی ,كشته بودند ,آگاه نموده ,شمندان ایرانی ,
    افسانه استر

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر